مهد کودکِ "کودک من"

ما کودکان را با "حقوق" و مسئولیت هایشان آشنا می کنیم، از آنها می خواهیم که حق خود را بشناسند، مسئولیت هایشان را به عهده بگیرند و "حق خود" و دیگران را ضایع نکند، درجایی که حقوق مسلمشان زیرسوال می رود از خود دفاع کرده، باترس هایشان روبرو شوند و بر آن غلبه کنند. بیشتر بدانید

 
 
 
 
 

 

دیگران درباره مهدکودک من چه می گویند؟

خانم عبدالکریم - مامان شادلین و شانیسا

"خانم حسيني نژاد عزيز و مريم جون مهربون و خاله راضيه دلسوز و خاله هاي خوب, گلهاي من شادلين و شانيسا امروز بعد از اينهمه تلاش و زحمت شما امروز تونستن به تنهايي اولين انتخاب جداگانه اي داشته باشن كه هر كدوم بر طبق علاقشون باشه و من از صميم قلب و با تمام وجود ازتون تشكر ميكنم. احساس ميكنم امروز يكي از قشنگترين روزهاي مادر بودنم رو دارم تجربه ميكنم. خانم حسيني نژاد بازم ممنونم از اينهمه همكاري و تلاشه دلسوزانه شما"

مامان نگار

سلام من مادر نگار وعلیرضا هستم بچه های من قبل ازیکسالگی به مهد کودک من اومدن .وقتی که هنوز حرف نمیزدن وحتی چاردست وپا هم نمی رفتن .واونجا مثل خونه خودشونه. وکاملا بامیل ورغبت صبحها میان .درمورد پرسنل محترم مهد هم برخورد محبت آمیز شون بابچه ها قابل تقدیره .حتی مدیریت محترم .چون بچه ها صادقن واز محبت وعلاقه ای که به مربی ها دارن این موضوع کاملا روشنه .علیرضا هنوزم هرجامیریم میگه من پسر خاله رویام .حتی شبا قبل ازخوابش میگه شب بخیر رویا جون.

زهره خانم - مامان سارا

"با سلام من یاد جمله ای از رومان بابا لنگ دراز افتادم که توی یکی از نامه هاش به جودی نوشت ادمها کسانی رو بیشتر دوست دارند که خاطرات زیباتری باهاشون داشتند پس سعی کن برای اینکه بیشتر دوستت داشته باشند خاطرات قشنگ تری برای دیگران ایجاد کنی مجموعه کودک من دوست داشتنی هستند به خاطر خاطرات بسیار زیبا هم برای ماوهم برای بچه هامون " زهره خانم

پوریا آذربخش - بابای آوا

چون قرار شده 2 تا 3 خط بنویسیم من هم سعی می کنم کم بنویسم من پدر آوا هستم که بیشتر بچه ها و پدر و مادر ها کوچولو مارو می شناسن که تقریبا از همه کوچیکتره من خودم موافق گذاشتن آوا مهد قبل از 3 سالگی نبودم ولی الان خیلی خوشحالم بچه ام اینجا هستهمین بس که انقد مدیریت و مربیان مهد خوب بودند که آوا صبح می خواد بره مهد کودک میگه بابا یا مامان بریم خونمون
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8