مهد کودکِ "کودک من"

ما کودکان را با "حقوق" و مسئولیت هایشان آشنا می کنیم، از آنها می خواهیم که حق خود را بشناسند، مسئولیت هایشان را به عهده بگیرند و "حق خود" و دیگران را ضایع نکند، درجایی که حقوق مسلمشان زیرسوال می رود از خود دفاع کرده، باترس هایشان روبرو شوند و بر آن غلبه کنند. بیشتر بدانید

 
 
 
 
 

 

دیگران درباره مهدکودک من چه می گویند؟

مدیر مهد، حانم حسینی نژاد

چه روزباشكوهي است امروز كودكان عزيزي كه شاهدرشدو بالندگي شان بودم اولين مرحله كودكي راپشت سرگذاشته اند ودرحالي كه چشمهايشان ازشادي بزرگ شدن برق ميزند پاي خودرا يه دنياي جديدي ميگذارند دلم ميخواهد چنددتكه شوم وپشت سرشان مثل سايه اي روانه شوم هيچكس مرانبيند ومن شاهد ومراقبشان باشم فريادبزنم مواظب باشيد بچه هاي من با خشونت اشنا نيستند به انها فرصت دهيد دراين هياهو جاي خودراپيداكنند من با انها پيمان بسته ام نگذارم كسي ازرده شان كند خداوندراگواه ميگيرم هرچه داشتم دروفاي به عهد به كار گرفتم سراغرازو سعادتمند باشيد عزيزانم به هيچكس دراين دنياي خاكي اجازه ندهيد كوچكتان بشمار وحقوقتان را ناديده بگيرد چشمهايم هميشه به دنبال شماست دست خدابه همراهتان

مامان ریحانه

مهد كودك من به نظرم يك محيطي كاملاً امن و شاد شاد براي دخترم و براي من و پدرش هم كاملاًقابل اعتماد هست اول بخاطر وجود خانم حسين نژاد وباتبع همه ي پرسنل،خيلي خيلي بشتر از يه مهد تو زندگيمون تاثير مثبت داشته و حقيقتاً بهترين راهنما و دوست در امر تربيت فرزندمون بوده،من وباباي ريحانه هميشه دستانمون خالي از داشتن چيزي براي جبران همه ي محبت هاشون بوده و فقط تونستيم از صميم قلب دعاگو باشيم

مامان رژینا

روژينا الان كلاس دومه و قبل از دبستان ٣سال مهد كودك من بود اولين و بهترين نكته براي من اين بود كه خانم حسيني نژاد جنس بچه ها رو مي شناسه، صادقه، به بچه ها جرات و اعتماد به نفس ميده خلاصه وقتي روژينا رو به مهد مي سپردم خيالم از هر جهت راحت بود توي اين مهد هميشه مي توني مدير و بقيه كادررو ببيني هميشه گوش شنوا براي شنيدن حرف ها و انتقادها وجود داره و هميشه ميل به بهتر شدن به بچه به عنوان موجودي براي دانشمند شدن توي اون سن نگاه نميشه نگاه اينه كه خودش رو بشناسه و زندگي و كودكي كنه و اين براي من خيلي دلچسب بود

پوریا آذربخش - بابای آوا

چون قرار شده 2 تا 3 خط بنویسیم من هم سعی می کنم کم بنویسم من پدر آوا هستم که بیشتر بچه ها و پدر و مادر ها کوچولو مارو می شناسن که تقریبا از همه کوچیکتره من خودم موافق گذاشتن آوا مهد قبل از 3 سالگی نبودم ولی الان خیلی خوشحالم بچه ام اینجا هستهمین بس که انقد مدیریت و مربیان مهد خوب بودند که آوا صبح می خواد بره مهد کودک میگه بابا یا مامان بریم خونمون
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8